توی این شهر شلوغ خوشی نمیاره دوام
معذرت می خوام یادم رفت بهتون بگم سلامقدماتون روی تخم چشم بنده مستدام
نمی خوام قدم زنون رو مختون برم بیاماومدم فقط یه چیز بگم برم ختم کلامیه کم استرس دارم اما کمه بازم می خوام
یهویی خادم مردم میکنه یه اختلاس
بعدشم فلنگ و می بنده تورنتو و خلاص
این وسط،رو تختخواب دراز کشیدی بی لباس
یکی از پنجره تون میاد میگه: دیشت کجاست؟!
بهم استرس ندید من پای صندوق نمیام
یه کم استرس دارم اما کمه بازم می خوام
هفته نامه ای که خیلی دوست داری بسته میشه
دیگه اینجاهاس که ارشاد خودشم خسته میشه!
کل دنیا به یه دونه تنگه وابسته میشه
این همه دعوا که می بینی سر هسته میشه
من می ترسم از فشنگ و توپ و تانک و انهدام
یه کم استرس دارم اما کمه بازم می خوام
زنتو کنار میدون یهو ارشاد می کنن!
دم خونت سه تا بچه شیر و آزاد می کنن
یا حباب سکه رو تا خرخره باد می کنن
واسه پنچر شدنت هر کاری پا داد می کنن!
داره وضعیت برام یواش یواش میشه درام
یه کم استرس دارم اما کمه بازم می خوام
توی مالدیو یه نفر با خانواده لج میشه
این طرف سیستم بانکی ناگهان فلج میشه!
هر چی مستقیم و راست و صاف و سیخه کج میشه!
کی میگه از این ستون به اون ستون فرج میشه!
من دارم چیزهای بدبد می بینم تو خشت خام
یه کم استرس دارم اما کمه بازم می خوام
روی پشت بوم خونه ها تکاپوی پلیس
هر چیز سبزی رو که بو می کنی بوی پلیس
دخترا عسل، ولی داخل کندوی پلیس
زیر تختخوابتون کانکس نیروی پلیس!
من علی رغم چنین حضور سبز و ازدحام
یه کم استرس دارم اما کمه بازم می خوام
ولی خب شکر خدا،خدایی که محترمه
اونی که مهربونه،دموکراته یه عالمه
اختیار داده به من اما میگه:آهای پسر!
من خدای تو نباشم جای تو جهنمه!
به نظر بسه دیگه،همین بشه حسن ختام
یه کم استرس دارم اما کمه بازم می خوام...